خانه / علوم غریبه و متافیزیک / خواص اسماء الله به همراه معنی

خواص اسماء الله به همراه معنی

در این پست از سایت treasure-book.ir خواص اسماء الله به همراه معنی رو برای شما عزیزان علاقه مند به علوم غریبه قرار دادیم . خاصیت اسماء الحسنی اسماء الحسنی خواص اسماء الحسنی و مطالب و اطلاعات بسیار مفید و ارزشمند درباره خواص اسماء الله …

خاصیت اسماء الحسنی اسماء الحسنی خواص اسماء الحسنی

خاصیت اسماء الحسنی اسماء الحسنی خواص اسماء الحسنی

خاصیت اسماء الحسنی اسماء الحسنی خواص اسماء الحسنی,خواص اسماء الله به همراه معنی

loading...

خواص اسماءالله:
ازحضرت امام رضاروایت شده که فرمود: اسماءالله الحسنی ۹۹ اسم است .کسی کهخدا رابا آن اسماءمقدسه بخواند دعای وی مقبول ومستجاب می شودوکسی که احصاکندیعنی بشماردو وردخودسازد داخل بهشت می شود. (من به تدریج سعی می کنم تمام۹۹اسم خداراباخواص آن برای شمادوستان بنویسم پس بازهم به وبلاگ من سربزنید.)

خواص اسماء الله :

مرتبه ی پادشاهی:

مداومت براسم مبارک الملک درهرشبانه روز۹۰۰۰مرتبه شخص رابه مرتبه ی سلطنت وپادشاهی می رساند.

جهت عالم شدن:

اگرکسی این پنج اسم مبارک وشریف یعنی: المصور .المبدئی .المعید .المحی .الممیت . را۴۰روزوهرروز۱۷۴۰ مرتبه بخواند اگرطالب علم باشدعالم گرددواگرفهم وعقل وادراک خواهداو رافهم وعقل وادراک بخشند وهیچ چیزبراو مشکل نگردد.(برگرفته ازکتاب دوهزارویک ختم)

جهت طلب جاه وبزرگی:

هرکه طلب جاه وبزرگی درعالم است روزی(۷۰۰۰)بارذکرشریف الکبیر رابخواند قدروشرف یابدامابایدکه فریفته نشود ودرطلب جاه ومنزلت آن عالم باشد.

یا الله : هر کس هر روز هزار مرتبه بر خواندن این اسم مداومت نماید ، خداوند تعالی او

را از اصحاب یقین گرداند و مغیبات را کشف کند .

یا رحیم : هر کس بعد از هر نماز صد مرتبه بر خواندن این اسم مداومت نماید دل او از

سختی نجات می یابد و نسبت به دیگران مهربان می شود .

یا قدوس : هر که روز جمعه صد و هفتاد مرتبه بر خواندن این اسم مداومت کند ، خداوند

باطن او را از آلودگی ها و شرک و وسواس دور کند .

یا جبار : هر کس روزی بیست و یک بار بگوید از تعدی ظالمان در امان باشد .

یا خالق : مداومت بر این اسم قلب را نورانی می کند .

یا رزاق : هر کس بر این اسم مداومت نماید ، رزق او زیاد می شود .

یا فتاح : هر کس بعد از نماز صبح دست خود را بر سینه بگذارد و هفتاد مرتبه این اسم

را بخواند ، خداوند پرده غفلت را از وجودش دور کند .

یا علیم : هر کس بر خواندن این اسم مداومت نماید ، خداوند ابواب معرفت را بر قلبش باز

می کنند .

یا صمد : هر کس بر خواندن این اسم مداومت کند ؛ هرگز گرسنه نشود .

یا حی : هر کس این اسم را بر بالای بیمار و یا برای شفای بیماری بخواند ، خداوند آن

بیماری را شفا بخشد .

یا کریم : هر کس با وضو در وقت خواب این اسم را آن قدر بخواند تا بخوابد ، فرشتگان تا

صبح در حق او دعا می کنند .

یا عزیز : هر کس به مدت چهل رو زو هر روز چهل مرتبه این اسم را بخواند ، هرگز محتاج

به مخلوقات نشود .

یا رحیم : هرکس ذکر یا رحیم را بگوید خداوند او را به خلق و خلق را به او مشفق و مهربان گرداند. این اسم مناسب کسانی است که مضطرب الاحوال باشند. هرکس این اسم را بگوید خلایق با او انس گیرند و بزرگان گفته اند که تسخیر قلوب و ارواح مخصوص این اسم است و درحین خوف ، فروماندگی ، غم ، گرفتاری ، شدت ، اضطراب ، حبس ، قرض و… بخواند .

یا ودود : برای نرم کردن دل دشمن و دفع خصم ، جهت الفت میان زوجین ، بخصوص جلب محبت

مجید : برای رفعت و جاه و عزت در بین خلق و نیز جهت صحت از بیماری

باعث : جهت صفای باطن و گشایش در امور دفع وسوسه شیطان و شهوات نفسانی ورفع دل مردگی

ودود المجید : جهت جاه و قدرت و حرمت میان خلق وعزت نزد بزرگان و گشایش در کارها رفع غم واندوه دفع خصم و برآمدن حاجات و رفاه و صفای باطن و بختهای بسته و حصول مرادات

یاحق : برای صفای باطن ، نورانیت دل و جلای قلب . مداومت برآن موجب انکشاف ضمیر الناس گردد.

متین : استواری در توکل وادای قرض

ولی :‌ جلب دوستی و مهربانی خلق

ولی الحمید : مذکور زبانها شدن ، پسندیده شدن در بین خلق و معزز و مشهور گردیدن

شهید : هر که بخواهد از اهل باطن شود و مردم سخن او را بپذیرد هر شب قبل از خواب بر این ذکر مداومت نماید.

الشهید الحق : جهت خبر دار شدن از گمشده و غایب

حسیب : به جهت دفع دشمن قوی ذکری از این قوی تر نباشد

علیم : آگاهی از امور پنهانی ، بهره مندی از علم لدنی

مبدئ : شروع کردن در هر کاری با این ذکر موجب به سر انجام رسیدن آن گردد

معید : بازگشتن غایب ، برای کسیکه بخواهد چیزی از او فوت و غایب نشود

محیی : برای ایمنی از جمله آفات و نیز برای کسیکه از صاحبان قدرت میترسد و از کشته شدن و یا به بند کشیدنش بیم دارد و نیز هر کس که بخواهد بدنش در قبر نپوسد بخواند و بر خود بدمد

مصور ، مبدئ ، معید ، محیی ، ممیت : خواندن این پنج ذکر برای کسی که طالب علم باشد و بخواهد عالم گردد و فهم و عقل و ادراک خواهد تا مطالب برایش مشکل نباشد مناسب است

حی : اگر بر سر بیمار بخوانند صحت یابد و اگر بر باغ یا کشت خوانند از آفت در امان باشد و هر سال محصول بهتر دهد و اگر از نابینایی بترسد و چشم درد داشته باشد سالم شود و از کوری نجات یابد ، مداومت بر ذکر یا حی موجب طول عمر و دفع مرگ ناگهانی و توسعه در امر معاش خواهد شد

هو الحی : برای بدن و روح و دفع سکته

ممیت : جهت مقهور و هلاک شدن دشمن قوی

یا واجد : اگر طالب حال و اخلاص باشد و خواهد که وی را دولتی دینی و دنیایی دست دهد و هر چه بجوید بیابد و نیز هر کس مرض صعب و سختی داشته باشد بخواهد از بیماری سخت صحت یابد واگر در راهی یا جایی از تنهایی بترسد یا از وحشت خائف باشد یا در خلوت متوهم گردد مناسب است

یا ماجد : جهت سر افرازی در میان خلایق نورانیت دل و معمور گردیدن باطن

احد : درخلوت خوانده شود ملائک بر او ظاهر شوند .

قادر : برای مغلوب و عاجز نمودن خصم

متقدم : برای ایمنی در حین خوف

مؤخر: جهت افزایش عمر قبول اعمال و یقین به حق تعالی

اول : جهت حضور غایب ، فتوح عالم غیب ، طلب فرزند ، کار های صعب و جمله مرادات

ظاهر : جلوگیری از نابینایی ظهور چیز مخفی در خواب یا بیداری نورانیت ظاهر و باطن مقهور نمودن دشمن غیر مستقیم بدون دخالت خود ، زوال نعمت ظالم

باطن : بی نیازی از هر چیز

اول ، آخر ، ظاهر ، باطن : خواندن و مداومت بر این اسماء موجب ظهور اسرار و بینایی و توانایی گردد.

متعالی : پاک گردیدن جمیع عیوب خالی شدن باطن از غل وغش و کدورت

بر : برای به مقصود رسیدن ، بر کودک خواندن جهت محفوظ ماندن از آفات روزگار تا سن بلوغ

جلیل : برای بزرگی و عزت و هیبت و جاه و مقام میان مردم و تقرب و نزدیکی نزد بزرگان

تواب : برای دفع وسوسه و آفت جن ، حضور قلب و موفق شدن به توبه

یا منتقم : برای رضا و یا مقهور کردن خصم

العفو : برای رسیدن به مقامات عالیه مطلوب برای گناهکاران

رئوف : جهت نجات محبوس از چنگ ظالم

مالک الملک :‌ جهت توانگر شدن در دنیا و منصب

یا غنی :‌ هر کس به بلا و شدتی و یا فقر و قرض گرفتار باشد با وضو بخواند تا از آن بلیه نجات یابد ، جهت ثروتمند شدن و توسعه رزق

مغنی :‌ محنت زده و نا امید از خلق جهت غنا و توانگری و بی نیاز شدن از عالمیان بخواند

مانع : در هنگام نزول آفت ، هجوم لشگر دشمن ،‌ برف بسیار ، آمدن ملخ یا باران و باد و طوفان و بلایی که از آن بترسد جهت نجات و سلامت ماندن بخواند

ضار : برای نجات از خواری و مذلت ، رسیدن به سعادت و دولت و منزلت عالی و زیادتی قدرت ، پایداری منصب ، طلب جاه و نیز جهت ترس از زوال

نافع :‌ جهت تقرب به ذات اقدس الهی و ایمن ماندن

یا هادی : جهت توفیق راه راست رفتن و هدایت یافتن و صفای باطن خواستن و منشأ هدایت خلق گردیدن مناسب است

باقی : قبولی اعمال استجابت دعا

صبور : هر کس امر مهمی دارد جهت اجابت و رسیدن به مراد بخواند

وهاب : جهت رفع فقر ، حاجت روا شدن ، توانگر شدن و توسعه در امر معیشت ، رهایی از دست دشمن ، برای کسیکه تمنای دوست داشته باشد ، برای کسیکه درب رزق بر او بسته باشد و یا از کار خود عزل شده باشد

یا فتاح : کشف حجاب از دل و گشایش در امور و رفع سختی و پریشانی و گشایش بخت زدودن زنگ غفلت و موفقیت در کار و صفای باطن جهت فتح و نصرت نورانیت دل بهره مندی از علم آسان شدن امور ظاهر شدن امور پنهان

لطیف : دفع شدائد و آلام و رفع هموم و اوهام و روا شدن حاجت ، برای حاجات نهان و غمهای درون

یا لطیف : برای تنویر قلب و دیدن انوار الهی رسیدن به هر چیز که از خداوند بخواهد

یا قابض : جهت رسیدن به مطلوب ، هلاک دشمن

یا متعال : برای پیدا کردن شغل و منصب و نیز عزت دنیا و آخرت

یا رزاق : جهت افزایش روزی ، توانگری دفع فقر

یا نور : جهت نورانیت دل و عزت بسیار مفید است در نظر مردم شیرین گردد

یا کافی یا غنی یا معین یا فتاح یا رزاق : برای حوایج و مرادات

یا غنی یا قوی یا ملی یا وفی : جهت توسعه رزق و کسب روزی حلال

یا الله یا رباه یا سیداه : برای درماندگان ، امور علاج ناپذیر و مهم

بسم الله الرحمن الرحیم یا حی یا قیوم یا قدیم

یا دائم یا احد یا صمد یا فرد یا وتریا ذالجلال

و الاکرام : جهت رسیدن به هر مطلبی

یا باسط : رفع پریشانی و غم و فقر ، از جاییکه گمان نمی برد به او روزی خواهد رسید ، برای کسیکه میخواهد محتاج و مقروض نشود ، خصوصا به جهت ضیق معیشت بسیار مجرب است

یا قهار : غلبه بر خصم ، رفع غم ورنج دنیا ، تسلط بر نفس

خبیر :‌ جهت ایمن ماندن از شر شیطان و جور سلطان و بلاهای ناگهانی

حلیم : دفع خشم سلطان و صاحبان قدرت ، پاک شدن از خوی بد و کبر وحسد و بخل ، شفای بیمار، زیاد شدن صبر رسیدن به مراتب بالا ، صفای باطن و جلای قلب ، بی نیاز شدن از خلق ، علم به خواص اشیا و آگاهی بر دفائن

شکور : بازداشتن باطن از غل و غش و حقد و کینه

علی : هرکس مداومت بر این اسم نماید قدرتش بلند گردد و اگر غریب بخواند با آبرو بوطن خویش بازگردد ، جهت دستیابی به علم لدنی و عجایب و غرایب و خواص اشیا و نیز محبوب شدن میان خلق بخواند.

شافی : دفع سموم شفای امراض ظاهر و باطن

نور باسط ظاهر : جهت دیدن مطلوب در خواب

یا منعم : برای زیادی رزق

کبیر : طلب جاه و بزرگی ، انس گرفتن با ارواح انبیا و مسلمین و ملائک و آگاه شدن از اسرار ملکوت از طریق ایشان

یا کریم : فروماندگان در خرج زندگی و گرفتاران فقر جهت گشوده شدن کلید رزق از جایی که گمان ندارند بر این اسم مداومت نمایند.

رقیب : جهت ایمنی از آفات و بلیات و شر دشمن

مجیب : برآورده شدن حاجات ، ایمنی از نکبتهای دنیا ، مستجاب الدعوة شدن

ودود واسع لطیف شهید : موجب علو درجات تسخیر قلوب بزرگان وسعت رزق رفعت وجاه و احوال و حالات عجیب گردد.

حکیم : جهت ‌آسانی هر دشواری ، در این اسم عجایب و غرایب بسیاری است و هرکس مهمی پیش آید از قبض و بسط و قرض وغربت وتنگی معیشت و ……. این ذکر را بسیار بخواند .

یا سبوح یا قدوس : مداومت بر آن موجب سیر در ملکوت و مکشوف شدن علامات سماوی شود .

یا حنان و یا منان : جهت روشن شدن علوم غریبه و آنچه در فهم او نیامده باشد ، به دولت رسیدن دو جهان ، گشوده شدن دیده دل و اگر بر خاک دست زند طلا گردد

یا دیان : جهت صفای باطن ، حضور قلب ، بهره مند شدن از ملایک و رجال الغیب و ارواح و منکشف شدن امور غریب

یا برهان : روا شدن حاجت

یا الله و یا هو : جهت مستجاب الدعوة شدن ، اهل یقین گردیدن و منکشف شدن آنچه خواهد و نیز برای اینکه جن و انس و وحوش و طیور با او انس گیرند و مطیع گردند و مخلوقات الهی و خواص اشیاء و علوم خفیه مکشوف گردد.

یا منان یا ذوالاحیان : رفع تنگدستی و فقر

الله : برای اینکه از اصحاب یقین گردد

رحمان : پاک شدن دل از ظلمت غفلت و فراموشی ، هر کس بخواهد مخلوقات او را دوست بدارند و دشمن با وی مهربان گردد.

یا الله یا رحمان : روا شدن حاجت مهم

ملک : بی نیازی از خلق و رسیدن به دولت دنیا و آخرت

قدوس : صاف شدن دل ، رهایی از شر نفس و وسوسه شیطان ،‌ خالی شدن از کدورت و نفاق ، صحت از بیماریهای ظاهر و باطن

سلام : در امان بودن دل از بیماری و شفای امراض

مؤمن : محفوظ بودن از مکر و وسوسه ظاهری و باطنی و خصم

مهیمن : مشرف شدن بر باطنها ، صفای باطن

جبار : محفوظ ماندن از دشمن ، ظالم ، پادشاه و نیز جهت با هیبت شدن در چشم خلق و ماندن بر اریکه قدرت

عزیز جبار متکبر : کسیکه طالب حشمت و جاه و دولت و پیروزی بر اعداست

مصور : جهت فصاحت و بلاغت و طبع شعر

یا وهاب یا ذا الطول : جهت فراخی روزی ( از جایی که گمان نداشته باشد )

خافض : رهایی از شر شیطان و دشمن

رافع : جهت برگزیده شدن میان خلق عزت و توانگری

معز : جهت رفع خوف و رسیدن به شکوه و هیبت

مذل : ذلیل شدن دشمن و دفع خصم

سمیع : روا شدن حاجات

یا سمیع یا بصیر : صفای باطن ، جلای قلب ، رفع پریشانی و محتاج و رسوا نشدن

بصیر : جلای قلب ، رسیدن به جمیع مرادات دین و دنیا و صفای ظاهر و باطن و رفع پریشانی

حکم : خدای تعالی او را محرم اسرار خود گرداند و دری از عالم غیب بر دل او بگشاید

عدل : دفع شر ظالمان و منصور و مظفر گردیدن و پی بردن به اسرار غیب از باطن

الغالب العزیز : حصول مرادات

یا معطی السائلین :‌ حاجت روا شدن

واحد : جهت انس و الفت و عزت بین نزدیکان

یا واحد : جهت خلاصی از امراض صعب العلاج

یا صمد : نجات از گرسنگی وبه مرتبه یقین رسیدن

یا عزیز : عزیز شدن میان مردم ، محتاج نشدن به خلق

یا حی یا قیوم :‌ در شدت و اضطراب برای رسیدن فرج ، وسعت رزق وحاجات مشروع از جمله مجربات است

الله الصمد : جهت قوی شدن اراده ، اثرات عظیمی دارد غیر قابل توصیف

یا وکیل : اگر مظلوم بر ظالم بخواند آن ظالم را زوال رسد

الرحمن الرحیم : مردم اورا دوست بدارند و از اهل تحقیق گردد

بدیع : حضرت یوسف به برکت این نام از زندان نجات یافت برای نجات از اندوه و اضطراب وخلاصی از مهلکه ها ذکر یا بدیع السموات و الارض (ای بوجود آورنده آسمانها و زمین ) را بگویید

یا طاهر : هر کس که بخواهد امور مخفی بر وی در خواب یا بیداری منکشف گردد

المبتدئ : برای شروع هر کاری خوانده شود تا به انجام رسد

یا رئوف یا رحیم : به جهت خلاصی از شدائد و سختیها ، قضای حاجات و نجات از شر اشرار حضرت رسول اکرم (ص) در وقت دشواری این دو اسم را میخواندند

الرشید : در هنگام استخاره و یا پیدا کردن تدبیر در امور و نیکو شدن سرانجام کارها خوانده شود اثرات عظیمی دارد

یا بدوح : جهت برآورده شدن حاجات

المحصی : قوی شدن در علم حساب و نیز آسان شدن حساب در روز قیامت

معانی اسماءالله:

رحمان :بخشایشگر، بخشنده نعمت به همه موجودا
رحیم :مهربان ، پاداش دهنده در مقابل اعمال نیک بندگان
ملک :مالک ، پادشاه ، صاحب همه چیز
قدوس :پاک
سلام :سلامت و پاک ، درود
مؤمن :امان دهنده ، ایمن کننده
مهیمن :نگهبان عالم ، آگاه بر احوال و رازها
عزیز :ارجمند ، صاحب عزت ، گرامی
جبار :غلبه کننده ، جبر کننده
متکبر :صاحب غرور، خود را بزرگ داند و به برهانقاطع خود ظاهر شود وبه تدبیر کسی کار نکند
خالق :خلق کننده، آفریدگار عالم ، بوجود آورنده
بارئ :آفریننده موجودات ، آفریننده
مصور :صورت دهنده ، نگارنده
غفار :آمرزنده ، بسیار بخشنده
قهار :قهر کننده ، بسیار خشم کننده ، غضب کننده ، چیره شونده
وهاب :بسیار بخشنده
رزاق :روزی رساننده
رازق :روزی دهنده
فتاح :گشایش دهنده ، گشاینده
علیم :بسیار دانا ، عالم
قابض :قبض کننده
باسط :وسعت دهنده
خافض :خوار کننده
رافع :بلند کننده ، برتری دهنده
معز :عزیز کننده ، ارجمند کننده ، عزت دهنده
مذل :ذلیل کننده ، خوار کننده
سمیع :شنوا
بصیر :بینا
حکم :داوری کننده
عدل :دادگر و شایسته
لطیف :نرم و مهربان
خبیر :آگاه ، خبر دار از همه چیز
حلیم :بردبار ، صبور
عظیم :بزرگ ، صاحب عظمت
غفور :آمرزنده
شکور :سپاس دارنده نیکان
علی :بلند مرتبه
کبیر :بزرگ
حفیظ :حافظ ، نگهدار
مقیت :قوت دهنده ، نگهدارنده
حسیب :حساب کننده ، حسابگر
جلیل :با شکوه ، دارنده جلال ، گرانقدر
کریم :کرامت کننده ، گرامی کننده ، بخشنده ، صاحب کرم
رقیب :مراقبت کننده
مجیب :اجابت کننده ، برآورنده
واسع :وسعت دهنده ، وجودی که علم و قدرت ورحمتش همه جا را فرا گرفته
حکیم :کاردان ، صاحب حکمت
ودود :دوستدار بندگان ، خواستار خیر و نیکی برای همه
مجید :پر آوازه ، صاحب مجد و بزرگواری
باعث :برانگیزاننده (مردگان از قبرو…) ، فرستنده پیامبران ،
کسی که مبعوث کرد رسولان را
شهید :شاهد ، گواه ، بیننده
حق :راست و درست
وکیل :نماینده ، اختیار دار، عهده دار امور بندگان و موجودات
قوی :نیرو مند ، توانا
متین :استوار
ولی :سرپرست ، دوست
حمید :ستوده ، کسی که سزاوار حمد و ثناست
محصی :شماره کننده ، کسی که مقادیر و اندازه هر چیز
را می داند ، دریافت دارنده
مبدئ :پایه گذار ، آغاز کننده
معید :باز آورنده ، برگرداننده هر چیز از عدمش ، اعاده کننده
محیی :حیات دهنده ، زنده کننده
ممیت :میراننده ، جان ستاننده
حی :زنده
قیوم :پاینده
واجد :دارا
ماجد :بزرگی آفرین ، پر آوازه کننده ، مجد دهنده
واحد :یگانه ، یکتا
صمد :بی نیاز
قادر :توانا
مقتدر :صاحب اقتدار ، قدرتمند
مقدم :پیشی دهنده
مؤخر :به تأخیر اندازنده
اول :نخستین ، وجودی که از هر چیز پیشی دارد
آخر :باقی ، آخرین ، پس از همه هست
ظاهر :آشکار ، پیدا ، نمایان
باطن :اندرون هر چیز ، پنهان از چگونگی ، وجودی که احاطه بر
ذاتش غیر ممکن است وحقیقت هر چیز است
والی :سرپرست هر چیز ، یاور
متعالی :برتر
بر :نیکوکار ، سرچشمه نیکی
تواب :توبه پذیر
منتقم :انتقام گیرنده
عفو :گذشت کننده ، معاف کننده گناهان
رؤوف :بسیار مهربان ، صاحب رأفت
مالک الملک :صاحب همه چیز
ذوالجلال والاکرام :صاحب بزرگواری و کرامت
مقسط :دادگر
غنی :بی نیاز
مغنی :بی نیاز کننده
مانع :بازدارنده
ضار :ضرر رسان (به اهل عصیان )
نافع :منفعت دهنده ، سود رسان
نور :روشنی ، فروغ ، روشنی بخش
هادی :هدایت کننده
بدیع :ابداع کننده
باقی :پاینده ، ماندنی
وارث :ارث برنده ، مالک نهایی
رشید :کامل ، راهنمایی و تعالی دهنده
صبور :شکیبا ، بردبار
معین :یاور، یاری کننده
هازم :فراری دهنده
هو :او
واصل :وصل کننده
واعظ :اندرز دهنده
واقف :آگاه
وحید :یگانه
وهاب :هبه کننده ، بسیار بخشنده
واهب :عطا کننده
وفی :وفا دار
وافی :وفا کننده ، تمام و کامل
وتر :تنها
نعم النصیر :بهترین یاور و پشتیبان
نعم المولی :بهترین آقا و سرور
نعیم :نعمت دهنده
ناعم :انعام کننده
ناجی :نجات دهنده
ناصر :یاری کننده
نفاح :آرامش دهنده ، بسیار سود رساننده ، کثیرالعطایا
نصیر :یار و هوادار
ناهی :نهی کننده
ناظر :بیننده و گواه
نبیل :هوشیار ، با ذکاوت ، بلند همت ، با شکوه
مستعان :یاری رسان ، کسی که از او یاری خواهند
معبود :مورد ستایش ، پرستش شده
محمود :ستوده
متعال :بلند پایه
مبتدع :بوجود آورنده نو
ممتحن :آزمایش کننده
معافی :عافیت بخش ، بهبودی دهنده
معروف :سرشناس ، شناخته شده
ملقن :تلقین کننده، رساننده
منان :بسیار نیکویی کننده ، بسیار نعمت دهنده
منول :راه و روش دهنده
مکمل :به پایان رساننده
مقسم :قسمت کننده ، پخش کننده
محبوب :دوستداشتنی
معلم :آموزنده
معلن :آگاهی دهنده ، معلوم کننده
مرتاح :در آسایش ، بانشاط ، آسوده خاطر
مختار :صاحب اختیار
مهون :آرامش دهنده
مهلک :هلاک کننده
منیع :بسیار ارجمند ، محکم و استوار
مؤید :تأیید و تقویت کننده ، نگهدار
مولی :پیشوا ، سرور
مؤلف :گرد آورنده ، انس دهنده
ماکر :مکر کننده
متقن :محکم و استوار کننده
مدمر :نابود کننده ، دمار برآورنده
مجلب :جلب کننده
مناح :بسیار دهنده ، سخاوتمند
مانح :دهنده
منیل :به مقصود رساننده
منجی :‌نجات دهنده
منذر :‌بیم دهنده
منور :روشن کننده
منزل :فرود آورنده
ممهل :مهلت دهنده
ملهم :الهام کننده
مکین :توانا و برجا
مکرم :بخشنده ، کرم کننده
مقلب :تغییر دهنده ، دگرگون کننده
مقضی :روا کننده
مفصل :‌جدا کننده
معظم :بزرگ کننده
معقب :پوینده ، تعقیب کننده ، در پس افکننده
مخلص :‌رها کننده
مبدل :تبدیل کننده
محول :متحول کننده
محسن :نیکویی کننده ، احسان کننده
مطعم :سیر کننده ، اطعام کننده
مصلح :سازش دهنده ، اصلاح کننده
مرسل :ارسال کننده ، فرستنده پیامبران
مرشد :ارشاد کننده ، براه آورنده
مذکر :بیاد آورنده
مدرک :درک کننده ، دریافته
میسر :راه باز کننده ، آسان کننده
مهذب :تهذیب دهنده ، پاک کننده از عیوب
ممیط :دوری کننده
منیف :مرتفع و بلند
منیب :بازگشت دهنده ، انابه دهنده ، توبه دهنده
منیر :روشنی دهنده
مدبر :تدبیر کننده
مفید :سود بخش
مفرج :راه باز کننده ، فرج بخش
مغیث :به فریاد رسنده
معطی :عطا کننده
مسبب :فراهم آورنده
مسیر :سیر دهنده
مزین :زینت دهنده
مرضی :راضی کننده
مرغب :راغب کننده
محذر :ترساننده
محیل :چاره کننده ، فریب دهنده
مجزی :جزا دهنده
مجیب :اجابت کننده ، برآورنده ، جواب دهنده
مجیر :پناه دهنده
مبین :آشکار کننده ، بیان کننده
مبشر :بشارت دهنده
ماحی :محو کننده (گناهان)
مضل :گمراه کننده
مطهر :پاک کننده
مرتب :نظم دهنده
محیط :احاطه کننده
متبر :ویران کننده
مبیر :هلاک کننده
ملی :توانگر
لا اله الا الله :نیست خدایی مگر الله
لا اله الا هو :نیست خدایی مگر او
لاحق :آمده ،‌ رسیده ، رساننده ، ملحق شده ، پیوسته
کاشف الضر :برطرف کننده بدیها
کائن :پدید آورنده
کفیل :کفالت کننده ، ضامن ، عهده دار
کافی :کفایت کننده
قاصم الجبارین :شکننده سرکشها
قادر متعال :توانای بلند پایه
قاصم :شکننده
قاسم :‌قسمت کننده
قدیم :دیرین
قاضی :داور
قدیر :توانا
قریب :نزدیک
فکاک الرقاب :رهاننده از گناه
فعال :بسیار عمل کننده
فاضل :دانا ، فضل کننده
فاصل :جدا کننده
فالق :آفریدگار صبح
فاتق :شکافنده
فائق :برگزیده ، چیره شونده
فارق :جداکننده (حق و باطل ) ، پراکنده کننده
فارج :باز کننده
فتاح :گشایش دهنده
فاخر :نازنده
فاطر :آغاز کننده ، بنیانگذار ، آفریننده ، شکافنده
فاتح :گشاینده ، پیروز
غالب :غلبه کننده
غیاث :فریاد رس
عماد :تکیه گاه
عادل :دادگر ، منصف
علام :بسیار آگاه
عالم :دانا
عاصم :‌حفظ کننده ،‌ باز دارنده ، نگهدارنده
عالی :‌بسیار خوب
عطوف :‌مهربان
عظیم :‌بسیار بزرگ
عنی :عنایت کننده
ظهر اللاجین :پشتیبان پناه آورندگان
ظهیر :پشتیبان
طاعم :خوراننده
طالب :خواهان
طاهر :پاک
طهور :پاک کننده
طیب :پاکیزه و طاهر
ضامن :عهده دار
ضیاء :روشنی
صادق :راستگو
صدوق :بسیار راستگو
صدیق :دوست
صانع :سازنده
صالح :شایسته
صباح :روشن کننده بامداد
صاحب :دارنده خلق ، یار
صابر :بردبار
شدید العقاب :سخت کیفردهنده
شامخ :سرفراز ، بلند
شافق :بسیار مهربان
شفیق :مهربان
شافع :شفاعت کننده ، یاری کننده
شافی :شفا دهنده
شفیع :خواهش پذیر، شفاعت کننده
شریف :بلند مرتبه
سمیع الدعا :شنونده نیایش
سبحان :منزه از هر بدی
سامع :شنوا
سدید :استوار
سرمد :همیشه ، پیوسته
سعید :خوشبخت
سابغ :فراخی و رفاه دهنده
سابق :پیشین
سامر :دلداری دهنده
سامح :گذشت نموده ، بخشنده
سموح :درگذرنده
سبوح :مورد تسبیح و دعا
سریع :شتابنده
ساتر :پوشنده
ستار :پوشاننده
سند :دلیل ، پشتیبان و حامی
سخی :کریم
زاکی :پاکیزه کننده
زکی :پاکیزه
رفیع الدرجات :بالابرنده درجات
راشد :‌راهنما
راصد :رصد کننده ، مراقب
راضی :خشنود
رافد :کمک کننده ، یاری گر
راتق :پیوند دهنده ، اصلاح کننده
راحم :رحم کننده ، مهربانی کننده
رفیع :بلند پایه
رفیق :دوست
رباه :پرورش دهنده
رائی :نمایاننده
رکن:اساس ، تکیه گاه
روح :جان ، فرمان
رب :پروردگار ، تربیت کننده ، مربی
ذوالقوة المتین :دارای نیروی استوار
ذوالمعارج :صاحب بلندیها
ذوالجلال :صاحب بزرگی
ذوالعرش :دارنده عرش
ذوالبطش :صاحب خشم ، غلبه دارنده
ذی الطول :دارنده برتریها
ذارئ :آفریننده ، افزون کننده
ذخر :سرمایه ، اندوخته ، ذخیره
ذاکر :به یاد آورنده
دیموم :پایدار کننده
دیهان :باریک بین
دیهور :تیز هوش
دلیل :راهنمایی کننده
دیان :جزا دهنده ، قهار
دیوم :دوام دهنده ، پایداری دهنده
دانی :نزدیک
داعی :دعوت کننده به سوی خود
دافع :دور کننده ( بدیها)
دائم :همیشگی ، باقی و پایدار
دارئ :‌آگاه ، نوازش کننده ، خداوند نعمت
داحی :‌گستراننده زمین
دال :‌دلالت کننده ، راهنما به نیکویی
دهر :‌همیشه و بی پایان
خیر الناصرین :نیکوترین یاری کنندگان
خلاق :از نیستی به هستی آورنده
خفیر :‌امان دهنده ، نگاهبان
خیر :نیکوکار
حنان :بخشاینده ، رحمت کننده ، کسیکه می پذیرد و قبول می کندذوالمرحمة
حامد :ستوده کننده ، ستاینده
حاکم :حکم کننده ، فرمان دهنده
حاشر :گرد آورنده
حاضر :حاضر ، باشنده ، آماده بکار ، شاهد
حامی :پشتیبان
حاسب :حساب کننده
حلیم :بردبار
حافظ :‌نگهدار ، نگاهدارنده
حبیب :‌دوست و معشوق
حفی :تیمار کننده ، بسیار نوازش کننده
جامع :گردآورنده ، فراهم کننده
جواد :بخشنده ، صاحب جود و کرم
جلال :عظمت ، بزرگی، گران قدر
جمیل :زیبا ، نیکو سیرت
جزیل :‌فراوان دهنده
جلی :آشکار
برهان :حجت و دلیل
باذل :بذل کننده ، بخشنده
بعید :‌دور (‌از ادراک )‌
باطش :حمله کننده
بطاش :حمله کننده
بادی :آغاز کننده ، آشکارسازنده
بائن :‌هویدا
بدوح :مهربان( نام یک فرشته نیز هست و فعل بدوح به معنای شکافتن می باشد و بدوح نام خداوند است به معنای مهربان )
باذخ :بلند مرتبه
بار :بسیار نیکوکار و خیر
آلهنا :خدای ما
اسمع :شنوا تر
اقدم :پیش قدم تر
امجد :پر آوازه تر
اجود :بخشنده تر
اصدق :راستگو تر
اعدل :درستکار تر ، عادل تر
امان :پناه
اعلم :داناتر
اعلی :برتر
اشفع :خواهش پذیرنده تر
احکم :بهترین حکم کننده
امین :امانت دار ، راز نگهدارنده
انیس :انس دهنده
اعظم :‌بزرگ تر
اکرم :بخشنده تر
احسن :نیکو تر
اسرع :سریع تر
اواب :مورد مراجعه بندگان ، محل رجوع بندگان (‌ جهت هر چیزدعا ، شکایت ، توبه ..)
الله :‌جامع صفات حق ، خداوند
الهی :پروردگار من ، اله من
احد :یگانه
اله :خدا
الف :مأنوس شونده ، انس گیرنده
آمر :دستور دهنده
ایل :‌خداوند بلند پایه ، دلالت بر قوة‌ و اقتدار واژه سریانی
ابدی :همیشگی
ازل :نخستین
اسم :نام خداست
اجل :برتر از همه
اعز :گرامی تر
اطهر :پاک تر از همه
ارحم :‌بخشنده تر از همه
اکبر :بزرگتر از همه
ابصر :بینا تر از همه
ارفع :بلند پایه تر از همه
اشرف :شریفتر ، آبرومند تر از همه
ازکی :پاکتر از همه
مبید :هلاک کننده
مقیل :عفو کننده
مقیل العثرات :عفو کننده لغزشها
مسبب الاسباب :فراهم آورنده سبب ها ( وسیله ساز )
مفتح الابواب :گشاینده درهای بسته
مجمل :آراینده ، تحسین کننده ، درهم کننده پراکندگی
سامع الاصوات :شنونده صدا ها
مجیب الدعوات :اجابت کننده دعاها
منجح الطلبات :برآورنده خواهشها
قاضی الحاجات :روا کننده حاجات
منزل البرکات :نازل کننده برکات
راحم العبرات :رحم کننده به چشمان گریان
کاشف الکربات :برطرف کننده غمها
ولی الحسنات :دوستدار نیکی ها
مؤتی السؤلات :عطا بخش سائلان
محیی الاموات :حیات بخش مردگان
جامع الشتات :جمع آورنده پراکندگی ها
سابغ النعم :فراخ دهنده نعمات
دافع النقم :برطرف کننده رنجها
بارئ النسم :آفریننده انسان
جامع الامم :جمع کننده ملتها
شافی السقم :شفا بخش دردها
خالق النور والظلم :خالق نور و تاریکی ها
اجود الاجودین :بخشنده ترین بخشندگان
اکرم الاکرمین :کریم ترین کریمان
اسمع السامعین :شنواترین شنوندگان
ابصر الناظرین :بینا ترین بینندگان
جار المستجیرین :پناه ده پناه آورندگان
امان الخائفین :ایمنی بخش ترسندگان
ولی المؤمنین :
دوستدار ایمان آورندگان
غیاث المستغیثین :فریادرس فریاد خواهان
غایة الطالبین :منتهای مقصود طالبان
صاحب کل غریب :یار غریبان
مونس کل وحید :مونس بی کسان
ملجأ کل طرید :پناه هر طرد شده
مأوی کل شرید :جایگاه آوارگان
حافظ کل ضاله :نگهدار گمشدگان
مغنی الباعث الفقیر :بی نیاز کننده فقرا
عصمة الخائف المستجیر :نگهدار پناهندگان ترسان
مرسل الریاح :فرستنده بادها
فالق الاصباح :شکافنده صبح
باعث الارواح :برانگیزنده ارواح ( از قبر )
یا ذا الجود و السماح :ای صاحب جود و بخشش
یا ذوالاحیان :ای صاحب زمانها

loading...

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

حفاری

ابزار مورد نیاز برای حفاری

ابزار مورد نیاز برای حفاری هنگامی که در پی گنج هستین حتما ابزار مورد نظر ...