خانه / علوم غریبه و متافیزیک / علوم غریبه و متافیزیک (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول)

علوم غریبه و متافیزیک (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول)

در این پست از سایت treasure-book.ir علوم غریبه (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول) رو برای شما عزیزان علاقه مند به مباحث علوم غریبه و متافیزیک قرار دادیم . قسمت اول آموزش کامل و جامع روش ارتباط با ارواح رو در این پست قرار دادیم . قسمتها بعدی این آموزش نیز در روزهای آینده تقدیم شما عزیزان قرار خواهد گرفت . هدف ما آموزش روشهای برقراری ارتباط و رابطه با ارواح میباشد که یکی از شاخه های علوم غریبه و متافیزیک میباشد . توضیحات کامل در ادامه مطلب …

علوم غریبه و متافیزیک (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول)

علوم غریبه و متافیزیک (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول)

علوم غریبه و متافیزیک (آموزش برقرار کردن ارتباط انسان با ارواح قسمت اول),ارتباط با ارواح,آموزش ارتباط با ارواح,چگونه میتوان با ارواح ارتباط برقرار کرد,روشهای ارتباط برقرار کردن با ارواح,آموزش کامل و جامع ارتباط با ارواح,آموزش علوم غریبه و متافیزیک و برقراری ارتباط با ارواح در خواب,بهترین آموزش درباره نحوه ارتباط با ارواح,چگونه می توان با ارواح صحبت کرد و حرف زد,ارتباط با ارواح و اموات و پی بردن به احوال آنها,چگونه می توان ارواح را احضار کرد و تسخیر کرد

loading...

مقدمه
به  طور کلي  براي  ارتباط  برقرار کردن  با ارواح ، نياز به  يک  شخص  مديوم  هست . واژه ي مديوم (medium) در اصل  به  معني  ميانجي و واسطه  هست و در اين  مورد خاص  به  شخصي ميگن  که  انرژي اش  جوريه  که  مي تونه  واسطه اي  باشه  بين  يک  روح و دنياي  مادي . مديوم ها انواع مختلفي  دارن ، يعني  هر کدوم  بنا به  نوع و مقدار انرژي  که  دارن ، طرز خاصي  براي  ارتباط  برقرار کردن  با ارواح  دارن . به  طور کلي  شخص  مديوم  با تمرکز، خودش رُ به  خلسه  مي بره و بعد از اون ، کنترل (قسمتي ) از بدنش  رُ به  روح  ميده .. مثلا يک  حالت  ساده ش  اينه  که  شخص  در وضعيت  راحتي  قرار بگيره ، يه  خودکار در دستش  بگيره و وقتي  به  خلسه  رفت ، روح  کنترل بازوي  مديوم  رُ به  دست  مي گيره و حرف هاش  رُ مي نويسه . (در اين  حالت  دست خط ِ متن  نوشته شده ، معمولا دست ِخط  روح  خواهد بود) يا امکان  داره  روح  از گلوي  فرد استفاده  کنه  که  در اين حالت  هم  صداي  شنيده  شده ، تا حدودي  (بسته  به  خصوصيات  فيزيکي  مديوم ) شبيه  صداي روح  در آخرين  زندگي  زميني ش  خواهد  بود. يا  شايد  هم  روح  از چشم  يا  ذهن  فرد مديوم استفاده  کنه ؛ در اين  حالت  شخص  مديوم  بعد از برگشتن  به  حالت  عادي ، قادره  تا چيزهايي رُ که  ديده  يا درک  کرده  تعريف  کنه .
نهايت  اين  کار،  توليد  اکتوپلاسم  هست . اکتوپلاسم  لايه ي  خارجي  سلول و همين  طور اسمي  هست  که  در دنياي  احضار ارواح  به  جسمي  دادن  که  از بدن  واسطه  بيرون  مياد و شکلي مادي  به  خودش  مي گيره . اکتوپلاسم  مي تونه  از گوش ، دهان و يا حتا ناف  شخص  توليد بشه .
جنس ش  مثل  موم  عسل و شايد نرم تر هست . حجم ش (بستگي  به  فرد داره ) معموًلا در حد حجم  دو ليوان  معمولي  هست و مي تونه  نقشي  از صورت  يا فرمي  از بدن  روح  رُ به  خودش  بگيره .
نزديک ترين  مثال  در دنياي  مادي  اينه  که  فرض  کنين  کسي  پشت  پرده اي  سفيد رنگ ، قايم شده و ادا در بياره .. فرم  بدن ش  شباهت  داره به  شکلي  که  رو اکتوپلاسم  ظاهر ميشه .
نکته
اوًلا  مديوم ،  مديوم  به  دنيا  مياد.. اين  يه  توانايي  ذاتي  هست  که  بعضي ها  دارن . اصلا اکتسابي  محض  نيست و فقط  به  شرطي  که  کسي  اين  قدرت  رُ داشته  باشه ، ميشه  رشدش  داد يا کنترل و تقويت ش  کرد.

 
دوماً  تعداد  اين  افراد  خيلي  کمه .. احتماًلا  زياد  شنيدين  که  فلاني  روح احضار  مي کنه . معموًلا  اينجور  افراد  فقط  دروغگوهاي  ماهري  هستند و  البته  احتمالا روانشناسي شون  خوبه و احساس هاي  قوي  دارن . مثًلا ميشه  اين جوري  مثال  زد که  از هر صد هزار نفر، شايد پنجاه  نفر احساس هاي  قوي  دارن و حتا شايد بتونن  چيزهايي  از گذشته  رُ حس کنن ، اما کمتر از يک  نفر شايد مديوم  باشه .
سوالي  که  مي مونه  اينه  که  آيا ميشه  يه  آدم  عادي  با دنياي  ارواح  ارتباط  برقرار کنه ؟
جواب  هم  مثبت  هست  هم  منفي .
اول  بايد توجه  بشه  دنياي  ارواح  هيچ  چيز خاصي  نداره  که  براي  آدم ها جذاب  باشه . اما توانايي  ارتباط  با دنياي  غيرفاني  که  در اون  نه زمان  هست  نه  مکان ، به  بيان  ديگه  به  معني دسترسي  به  گذشته و آينده و حتا پي  بردن  به  اسراري  هست  که  شايد هيچ  انساني  با امکانات زميني  بهشون دسترسي  نداشته  باشه . پس  ادامه ي  مطلب  رُ با توجه  به  اين  گفته  پي  مي گيريم که  دسترسي  به  دنياي  ارواح ، هدف  نهايي  نيست . اما ميشه ازش  به  عنوان  وسيله اي  براي  درک غيرممکن ها استفاده  کرد.
براي  اين  که  يک  فرد عادي -من  يا شما- بخواد با دنياي  ارواح  تماس  بگيره ، ساده ترين  کار صحبت  کردنه .. ارواح  صداي  ما رُ مي شنون ؛ البته  نه  هميشه . به  شرطي  که  باشن .. در تاريخ اومده  که «قبر» خانه ي  شخصي  هر روح  هست و هميشه  ارواح  در اونجا حاضر هستن . براي اين که  اونا با ما ارتباط  برقرار کنن  هم  ساده ترين  کار خواب  ديدنه . البته  مسلمه  که  اوًلا اونا بايد بخوان  که  بيان  به  خوابمون . دوماً ما يادمون  بمونه ! و سوماً هر خوابي ، منبعش  حقايق ِ دنياي ديگه  نيست . ساده ترين  راه  براي  ارتباط  دو طرفه (مثًلا صحبت  کردن ) استفاده  از وسايلي  هست که  قصد دارم  معرفي  کنم .
نکته
استفاده  از اين  ابزارها قرن  هاست  در شرق و غرب  رايجه و اگرچه  مشهور شدن ش  شايد به صد سال  پيش  برگرده ، اما نزديک  پنجاه  ساله  که -بيشتر در غرب – استفاده ش  همه گير شده ، به صورت  انبوه وسايل ش  توليد شده و مردم  از هر فروشگاهي و يا اسباب  بازي فروشي  مي تونن  اين وسايل  رُ تهيه و استفاده  کنن .
۴

 
نکته ي  مهم  اينجاست  که  بعد از اين  همه  سال  استفاده و تحقيق و بررسي ، اگرچه  جواب قطعي  براي  هيچ  سوالي  به  دست  نيومده ،  اما  هم چنان  بيشتر  از  شصت  درصد  از  مردم و متخصصين ، اين  وسيله ها رُ فقط  يک  پل  مي دونن  بين  انسان ها و ضمير ناخودآگاه شون . بيشتر از شصت  درصد آمار تقريباً خوبي  هست  براي  اين  که  کامًلا به  شما ثابت  کنه  روحي  وجود نداره !
بعداً  بيشتر در اين  مورد تذکر ميدم ،  فقط  نکته ي  مهم  اينه  که  بدونين  اعتماد کامل  به  اين وسايل و تکيه  بر اون ها، از احمقانه ترين  کارهايي  هست  که  يک  فرد مي تونه  انجام  بده .
در اين  نوشته  دو روش  توضيح  داده  ميشه ؛ table tipping و Ouija Board .
محبوبيت  اين  دو روش  بيشتر از همه  به  جنبه ي  کاربردي و سهولت  در استفاده  از اون ها برمي گرده و ميشه  گفت  براي  صحبت  کردن  با ارواح ، حدود هشتاد درصد از Ouija Board و تنها پنج  درصد از table tipping استفاده  مي  کنن . (پانزده  درصد هم  راه هاي  ديگه ) اين  نوشته هم  دقيقاً بر همين  اساس  به  توضح  روش هاي  گفته  شده  مي پردازه . سعي  مي کنم  پيش  زمينه اي از table tipping و  توضيح  کامل و  جزئيات Ouija Board رُ  بنويسم . در  ضمن  دليل  اصلي استفاده ي  همه  گير از ويجا، فقط  سادگي  کاره و اين  که  هيچ  نيازي  به  يک  مديوم  يا يه  آدم متخصص  نيست .
نکته
در راه  جستجو براي  تماس  با  دنياي  ديگه ،  حتماً  با  عبارت «Ouija Board» رو به  رو
مي شين . Ouija يه  وسيله  ست  که با اون  ارواح ، حرف  هاي  خودشون  رُ مکتوب  مي کنن . واژه ي
Ouija Board در ادامه ي  نوشته ، بيشتر به  صورت Ouija يا (صفحه .تخته ي ) ويجا نوشته  شده . اما در بعضي  جاها از صفحات  سخنگو (Talking Board) هم اسم  برده  شده . دليل  اصلي  کار اينه  که اين  روش (استفاده  از صفحات  سخنگو)، اسم مشخص  خاصي  نداره و در طول  دو قرن  گذشته ، بنا به  مارک ِ شرکت  سازنده ، به  اسم هاي  مختلفي  مثل Kennard، Fuld، Haskelite و يا Lee
شناخته  شده . اگرچه  امروزه  به  اسم  ويجا (Ouija) در همه  جاي  دنيا  شناخته  شده  هست . و صفحه ي  سخنگو (گويا) يه  اسم  کليه  براي  اين  وسيله .
۵

 
نکته
براي  انجام  هر کدوم  از اين  کارها، شما باشد انرژي  داشته  باشين . همه ي  انسان ها -کم و بيش – انرژي  دارن ، اما مقدار اين  انرژي  در سرعت و ارتباط ِ بهتر تأثير مي ذاره . اگرچه  بر اساس برخي  نظريه ها، نوع  انرژي (مثبت .منفي ) هم  در نوع  ارتباط  تأثير مي ذاره . اما عمًلا سهولت و سرعت  در تماس ، بيشتر از همه  معلول  مقدار انرژي  هست . و شايد به  همين  دليل  هست  که  در همه ي  روش  ها،  با  يک  گروه  افراد روبه رو هستيم  نه  يک  نفر. هيچ  يک  از روش ها  به  صورت انفرادي  نيست .
هشدار
متن  زير به  عنوان  يک  تحقيق  هست  نه  کتابچه ي  راهنما و هدف ش  اصًلا آموزش  نيست .
در عين  حال  ذکر اين  نکته  شايد مفيد باشه  که  در بين  تقريباً ده  سايت  اينترنتي  که  در اين رابطه  از قبل  مطالعه و بررسي  شد، فقط دو سايت  بودند که  در استفاده  از Ouija از کلمه ي
 sitter استفاده  کرده  بودن و باقي  سايت ها فرم  جمع  کلمه (sitters) رُ به  کار برده  بودن . کمتر در اين  مورد حساسيت  خاصي  نشون  داده  شده  بود، اما در سايتي  هشدار داده  شده  بود که  به  هيچ عنوان  نبايد استفاده کننده ها کمتر از دو نفر باشن . دليل ش  رُ نمي  دونم  اما اگر مصرٌ به  تجربه ي ويجا بودين ، بد نيست  اين  هشدار رُ جدي  بگيرين و به  هيچ  عنوان  صفحه ي  ويجا رُ وقتي  تنها هستين  يا به  تنهايي  استفاده  نکنين .
نکته
در انگليسي  واژه هاي  بسياري  براي «روح » وجود داره  که  دو تا  از پرکاربردترين هاش
 ghost و spirit هستن . معموًلا رسم  بر اين  هست  که  روح  انسان  رُ بعد از مرگ spirit ميدونن ؛ روح  مقدسي  که  به  برزخ  بازمي گرده و احتماًلا قراره  شما با اين  وسايل  باهاش  ارتباط  برقرار کنين . ghost روح  بد، يا روح  شيطاني  هست . روحي  که  به  دليل  انجام  کارهاي  ناشايست  در دنيا، بعد از مرگ  به  مرحله ي  منفي  پسرفت  مي کنه و ghost ميشه . و soul هم  روان  متعالي  انسان هست ؛ يا روح  مترقي . ارتباط  با ghost با هيچ  بهانه اي ، اصًلا پيشنهاد نميشه و مسلماً کار درستي نيست . ساده ترين  دليلش  اينه  که ghost اگه  در فکر انتقام  نباشه ،  در بهترين  حالت ،  به  فکر بهره برداري و استفاده  از شما خواهد بود. در مورد انتقام  هم  گفته  شده ، در خيلي  از موارد، ارواح
۶

 
منفي  با انتشار انرژي  شون و از بين  بردن  دوستي و موفقيت ، به  نوعي  ارضا ميشن . و در اين  ميان هيچ  چيز براي  يک ghost ارزشي  نداره ،  حتا  زندگي  شما! مثال  ساده ش  اينه  که ghostها آدم هاي  بد، خطرناک و تبهکاري  هستن  که  بايد ازشون  دوري  کنين . spiritها آدم هاي  عادي اجتماع  هستن ، خوب  يا بد.. مثل  ما.
در اين  متن  عموماً  براي  بيان  کلي  ماجرا (هدف  ارتباط  برقرار کردن ) از واژه ي spirit
استفاده  شده و در نهايت ، ضمن  توضيح  دقيق  عمل ، کلمه ي ghost به  کار رفته . توجه  به  اين نکته  هم  بد نيست  که ghost به  صورت  کلي  مي تونه  نمايانگر همون «روح » (چه  خوب  چه  بد) هم  باشه . در متن  زير، در بيشتر موارد روح  به  صورت  کلي  به  کار رفته ، در مواردي  که  منظور
«روح  خوب » يا «روح  بد» بوده ، به  طريقي  توضيح  داده  شده .
نکته
همون  طور که  بعدها خواهيم  ديد، در استفاده  از ويجا لازمه  افراد، انگشت شون  رُ روي
planchette  (تخته ي  کوچک ) يا pointer (نشانه گر) بذارن . اگرچه  ساده ترين  حالت ِ «نشانه گر»
يک  سکه ي  معمولي  مي تونه  باشه ، اما در اصل ، قطعه ي  چوبي  هست  که  به  شکل  برگ (يا قلب کشيده ) ساخته  ميشه و در يک  جهت ،  باريک  شده (مثل  لبه ي  تنگ ) که  اون  لبه ،  قسمت اشاره گر هست و در طول  استفاده  از صفحه ، به  حرف ها اشاره  خواهد کرد. اين  در انواع  تجاري ويجا هست  که  در فروشگاه ها يا اسباب بازي فروشي ها پيدا ميشه . در نوع  دست ساز آن ، به  دليل سهولت  از يک  تکه  چوب  يا فلز استفاده  ميشه  که  معمول ترين ش  يک «سکه » هست . البته  در نوع  دست ساز، در طرز نوشتن ِ صفحه  هم  تغييراتي  وجود داره  که  در جاي  خودش  گفته  خواهد شد. به  همين روال  در طول  متن  هر سه  عبارت ِ نشانه گر، planchette و سکه  براي  اين  منظور به  کار رفته  است .
روش  اول table tipping
در دهه ي ١٩٠٠، بعد از اين  که  مديوم ها اعلام  کردن  مي تونن  با ارواح  تماس  برقرار کنن ، مردم  عادي  به  هيجان  اومدن و دست  به  تجربه هايي  زيادي  زدن . اکثريت  اين  افراد که  نه  مديوم بودن و نه  وسيله ي  خاصي  داشتن ، گروه هاي  خانگي (home circles) رُ براي  خودشون  تشکيل دادن . يک گروه  خانگي ، گروه  ساده اي  از دوستان و آشنايان  بود که  دور هم  جمع  مي شدن و
۷

 
سعي  مي کردن  با  دنياي  ارواح  ارتباط  برقرار کنن . تعداد زيادي  از اين  گروه هاي  خانگي  باور داشتن  که  مي تونن  با ارواح  تماس  بگيرن ، اگرچه  تعدادي  هم  شک  داشتن ..
چرا که  به  زودي  تعداد زيادي  به  اين  نتيجه  رسيدن  که  چيزي  که  باعث  کج  شدن  ميز
 (tables to tip) يا شنيدن  صداهاي  ضربات  تند اسرارآميز ميشه ، کار ارواح  نيست ، بلکه نتيجه ي کار گروهي  مغز انسان ها هست . انرژي  حاصل  از جمع  شدن  تعدادي  افراد دور هم  براي  رسيدن به  هدفي  واحد، مي تونه  نتيجه ي  اعجاب  انگيزي  رُ سبب  بشه .
تاريخچه ي «table tipping» به  کشفيات  دو دختر جوان  به  نام  هاي  کيت (Kate) و مگا فاکس (Maggie Fox) برمي گرده ، کساني که  راه  تازه اي  رُ براي  ارتباط  با دنياي  ارواح  پايه گذاري کردند. اونا سري اي  از انواع  صداهاي  ضربه (انواع  صداي  تق ) رُ به  کار مي بردن  که  به  معني «بله »
و «خير» بود. و در نهايت  کدهايي  رُ تعيين  کردن تا به  عنوان  حروف  الفبا استفاده  بشه . بدين طريق  اونا  مي تونستن  از حرف هاي  بيشتري  در  کلمات شون  استفاده  کنن و  پيام هايي  رُ  با جزئيات  بيشتر بگيرن . (مثل  الفباي  مورس  که  براي  ارسال  فکس  ازش  استفاده  ميشد. مثًلا دو ضربه ي  ممتد بيانگر حرف «الف » و سه  ضربه ي  ممتد، حرف «ب » هست .)
«کج  کردن  ميز» در  اوايل  قرن  گذشته  به  عنوان  يه  بازي  همه گير مشهور  شده  بود.
تکنيک  پايه ي  اين  کار خيلي  ساده ست : گروهي  از افراد دور يک  ميز مي شينن  درحالي  که  هر کدوم  کف  دستشون رُ (به  صورت  باز) به  سطح  رويي  ميز تکيه  ميدن . اگه  افراد به  اندازه ي  کافي صبور باشن و براي نشست هاي  متوالي  آمادگي  داشته  باشن ، معموًلا به  تجربه هاي  عجيبي  دست پيدا مي کنن . معموًلا اين  اتفاق هاي  عجيب  اين  جوري  شروع  ميشه  که  اول  افراد با صداهاي  تند و سريع  تق  تق  در (مثل  در زدن ) از جا ميپرن و همين  طور که  اين  تجربه  ادامه  پيدا مي کنه ، ميز تقريباً ارتعاش  پيدا مي کنه . هر چه  تعداد افراد بيشتر باشه ، اين  قدرت افزايش  پيدا مي کنه و نتيجه ي  کار هم  در همين  راستا قوي تر ميشه . (به  بيان  ديگه  سرعت و قدرت ِ نتيجه ، به  انرژي افراد بستگي  داره  که  با افزايش  افراد، خود به  خود انرژي  متمرکز هم  افزايش  پيدا مي  کنه .)
ميشه  از اين  کار به  صورت  هوشمند هم  استفاده  کرد، همون  طور که  گروه هاي  خانگي  در اون  دوران  انجام  دادن .. همين  طور که  اين  کار ادامه  پيدا مي کنه ، ميشه  با پرسيدن  سوال ، در جواب  صداي  در زدن (تق  تق ) گرفت  يا حتا ميز کج  بشه . اگه  خودتون  اين  کار رُ انجام  بدين  به راحتي  پي مي  برين  چرا در دوران  (Spiritualism ؛ روح گرايي  همراه  با گرايش  به  احضار روح )
۸

 
که  مصادف  با اوايل  قرن ١٩م  بود، اين  صدا رُ از ارواح  مي دونستن . به  خاطر بيارين  که  قدرت فکر انسان  چيز فوق  العاده اي  هست ،  خصوصاً  زماني  که  روي  موضوع «افزايش  انرژي » همه تمرکز کنن . و  اين  انرژي  به  وجود اومده  مي تونه  اثرات  جالب  توجهي  داشته  باشه . اگرچه نويسنده ي  اين  متون  خودش  هيچ  وقت  تجربه ي  کارهاي  اين  چنيني  رُ نداشته ، اما در اسناد اومده  که  برخي  گروه هاي  خانگي  حتا اظهار کردن  که  آن چنان  زير سلطه ي  انرژي  توليد شده قرار گرفتن  که  ميز به  اطراف  مي چرخيده  با چهار نفر اعضا در حالت  نشسته  روي  ميز !
مي  خواين  تجربه  کنين  خودتون ?
يک – براي  شروع ،  اول  از همه  به  يک  گروه  احتياج  دارين . بهترين  تعداد معموًلا  برابر تعدادي  هست  که  شما براي  بررسي و داشتن  يه  بحث  احتياج  دارين : چهار، پنج  نفر. مطمئن باشين  که  تمام  اعضا براي  همه ي  جلسه ها بتونن  حاضر باشن و همه ي  اعضا مايل  هستن  اين تجربه  رُ ادامه  بدن ؛ براي  مدتي ، يا حداقل  تا زماني  که  به  نتيجه ي  دلخواه تون  برسين .
دو- به  يه  مکان  احتياج  دارين ، مثًلا محل  زندگي  يکي  از اعضا.. بايد جايي  باشه  که  همه بتونن  احساس  راحتي  کنن . همچنين  به  يک  ميز احتياج  دارين  براي  اين  کار. پيشنهاد مي  کنم يه  سري  به  عتيقه  فروشي  بزنين و دنبال  يه  ميز کوچک  چوبي  باشين ، جوري  بايد باشه  که  تمام اعضا بتونن  به  راحتي  دورش  بشينن . و البته  خيلي  بزرگ  يا سنگين  نباشه . اگه  مي خواين  زودتر به  نتيجه  برسين ، استفاده  از ميز غول  پيکر نهارخوري  که  از چوب  بلوط  ساخته  شده  پيشنهاد
نميشه . در زير يک  نمونه  از اين  کار رُمي  تونين ببينين :
۹

 
سه – نورپردازي  اتاق  بخش  مهمي  از کار رُ تشکيل  ميده . «کج  کردن  ميز» به  نظر مي رسه
در زير نور کم ، يا حتا تاريکي  بهتر جواب  ميده .
چهار- وقتي  نشستين  تا به  اين  تجربه  دست  بزنين ، مطمئن  بشين  که  محيط  راحت و معمولي اي  رُ درست  کردين . مطمئن  بشين  که  معمولي و نرمال  صحبت  مي کنين ، ُجک  بگين و محيط  عادي اي  رُ  پديد  بيارين . اگه  نسبت  به  اين  کار  تنش  داشته  باشين ،  اصًلا  به  نتيجه نمي رسين . خيلي  راحت  بشينين و پرهيز کنين  از اين  که  بخواين  تمرکز کنين  تا  ميز رُ  به حرکت  وادارين .
پنج – مطمئن  بشين  که  در تمام  مدت  کف  دست  همه ي  اعضا روي  ميز باشه . اگه  اين تجربه  به  عمل  بپيونده ، امکان  داره  هيجان زده  بشن  همه ، اما هيچ کس  نبايد دستش  رُ از رو ميز برداره .
شش – از اونجايي  که  در نشست هاي  اوليه  امکان  داره  هيچ  اتفاقي  نيفته  ، بايد با پيشرفت زمان ، علاقه  بيشتري  به  کار داده  بشه . فقط  مطمئن  بشين  که  اعضاي  گروه  به  صورت  مرتب ، يک يا دو بار در هفته  ملاقات  کنن  اگه  ممکنه . براي  موفق  شدن  لازمه  گروه  وقتي  رُ جدا براي  اين کار بذاره و از اين  که  جلسه  هاي  متوالي  بدون  هيچ  نتيجه اي  بشينه ، راضي  باشه .
هفت – مطمئن  بشين  که  ملاقات ها خالي  از هر نوع  تعليقي  باشه و هر کاري  لازمه  براي کسب  اين  اطمينان  انجام  بدين . تلويزيون و راديو رُ خاموش  کنين و تلفن  رُ از پريز بکشين ، اگه فکر مي کنين  لازمه .
هشت – تقلب  در ايجاد پديده ها، مي تونن  به  وقوع  پديده هاي  واقعي  منجر بشن . در يک تجربه ، شخص  ادعا مي کرد مي تونه  صداهاي  واقعي  رُ مجبور کنه  بعد از صداهاي  تقلبي  اتفاق بيفتن . هيچ  وقت  کسي  متوجه  نميشد در حالي  که  همه  در تاريکي  نشسته  بودن . توضيح نظر اين  شخص  که  چرا اين  اتفاق  افتاده ، اينه  که  مردم  ذاتاً اين  چيزا رُ قبول  ندارن . شايد اين  عقيده به  ظاهر از نظر پوشيده  باشه  اما هميشه هست . تقلب  در اين  پديده (در آوردن  صداي  تقلبي ) مشکل  رُ رد مي  کنه و به  ذهن ، اين  اجازه  رُ ميده  تا کار کنه . به  طور خلاصه  وقتي  مردم  باور کنن  که  صداي  تقلبي ،  واقعي  هست ،  اون  وقت  نتيجه  واقعاً  اتفاق  ميوفته . شايد  چون  ديگه ايسادگي  در برابر فعاليت  واقعي  در هم  شکسته  ميشه . اين  چيزيه  که  مي تونين  در تجربه ي
۱۰

 
خودتون  بهش  توجه  کنين . البته  از اونجايي  که  هيچ  کس  معموًلا جرأت  نداره  طي  کار تقلب کنه ، اين  فقط  يه  تجربه  بود و براي  اين  بيان  نشد تا شما امتحان ش  کنين و بخواين  در حين تماس  با دنياي  ارواح ، تقلب  کنين .
دانشمندي  که  ميز رُ برگردوند؛
مايکل فردي (Michael Faraday) يکي  از نخبگان  قرن ١٩ بود. به
ِ
عنوان  يک  شيميدان و  فيزيکدان ،  کمک  کرد  تا  نيروي  برق  از  يک کنجکاوي  به  يک  منبع  انرژي  واقعي  تبديل  بشه . وقتي  دانشمندان  ديگه  در مورد «table tipping» پيشنهادشون  اين  بود که  يه  نيروي  الکتريکي  يا مغناطيسي  مرموز باعث ش  ميشه ، ِفردي  مخالفت  کرد و استدلال  کرد که نيروي  غيرعمدي و ناخودآگاه  انقباض  ماهرانه ي  ماهيچه  علت  اين  هست  که ميز تکون  بخوره  يا کج  بشه .
براي  اثبات  حرفش ،  ميزي  رُ  ساخت  که  دو  تا  سطح  رويي  داشت  که  با  لايه  اي  از
ball bearings  (توپ  هاي  سختي  که  در شيارهاي  سطح  دو حلقه ي  متحدالمرکز قرار دارند و يکي شون  بر اساس  نوسانات و چرخش هاي  ميله اي  نصب  شده ) و نوار لاستيکي  محکمي  از هم جدا شده  بود. وقتي  افراد با اين  دستگاه  کار مي کردند، سطح  رويي  که  بالاتر بود اول  حرکت مي کرد و نشون  ميداد که  اين  انگشت ها هستن  که  ميز رُ حرکت  ميدن و نه  هيچ  عامل  خارجي ديگه اي . وقتي  افراد حقيقت  اين  آزمايش  رُ فهميدم ، حرکت  ميز متوقف  شد. ظاهراً زماني  که ذهن  هوشيار، نيروي  عامل  حرکت  رُ شناخت ، رمز و راز ماجرا از بين  رفت .
از نظر فردي و ديگران ، مدرک ، بي  چون و چرا بود و اين  آزمايش  موجب  کاهش  محبوبيت
 «table tipping»در اون  زمان  شد. خيلي  از کساني  که  باور داشتن ، يافته هاي فردي  رُ به  تمسخر گرفتن ، و به  هر حال  ادعا مي کردند که  ميز نه  تنها کج  ميشه ، بلکه  به  هوا بلند ميشه (و در هوا) تاخت و تاز مي کنه – رفتاري  که  کامًلا از فعاليت  انگشتان و افکار واهي  جداست ! لازم  به  گفتن نيست  که  اين  معما همچنان  براي  اکثريت (بي  جواب ) باقي  مونده و دانشمندان و روح شناسان بار ديگر با اين  متد به  مخالفت  برخواستند.
۱۱

 
توضيح
در هر دو روش ، يک  شک  بزرگ  هميشه  بوده و هست  که  آيا واقعاً ما با دنياي  ارواح  در تماسيم  يا اين  فقط  ضمير ناخودآگاه  يا شايد ابرآگاه  ماست  که  داره  ما رُ فريب  ميده ؟ بعد از توضيح  روش Ouija Board، به  پاسخ  کامل  سوالات  مربوطه  مي پردازم . فقط  ذکر اين  نکته  لازمه که  اوًلا چون  مطالب  خلاصه ي  ترجمه ي  نوشته هاي  مختلفي  هست و دوماً چون  واقعاً هيچ  پاسخ قاطعي  وجود نداره ، در بين  توضيحات ، جايي  فرض  بر صدق و جاي  ديگه  بر کذب  مطلب  قرار داده  شده . و هيچ  کدوم  به  معني  رد يا تأييدش  نيست .
روش  دوم Ouija Board
 «table tilting» و استفاده  از صداي «تق » براي  ارتباط  با ارواح ، روشي  بود که  به  سرعت در بين  مردم  رايج  شد،  چون  اين  روش  کامًلا  در دسترس  همه ي  مردم  بود و براي  اين  کار احتياجي  به  يک  مديوم  ماهر نبود و هر فرد معمولي  مي تونست  با ارواح  ارتباط  برقرار کنه . و اين کار آغازي  بود تا افراد عادي  بتونن  با مهارت هاي  خودشون ، به  آزمايش هايي  دست  بزنن  که  تا قبل  از اون فقط مديوم ها انجام  مي دادن . در نتيجه  روش  خسته کننده و وقت گير «table tilting»
جايگزين  روش  جديدي  شد  به  اسم «automatic writing». اگرچه  اين  روش  بيشتر مختص مديوم ها بود، خيلي  زود به  عنوان  يه  راه  خوب  براي  دست يابي  به  دنياي  ارواح  شناخته  شد .
«نوشته هاي  خودکار»، بدين  صورت  تعريف  ميشه  که ؛ نوشتن هايي  اتفاق  ميوفته ، در حالي که  مديوم  تحت  کنترل  ارواح  هست . اعتقاد بر اين  بود که  ارواح ، دست ِ شخص ِ مديوم  رُ راهنمايي مي کنن و پيغامي  رُ براي  افراد حاضر مي نويسن . در بيشتر مواقع ، اگه  از مواردي  که  کلاه برداري محض  بودن  چشم پوشي  کنيم ، در واقع «automatic writing» شامل  مواردي  بود که  در ذهنِ
ناخودآگاه  شخص  مديوم  گردآوري  ميشد و سپس  به  عنوان  پيامي  از فرد ُمرده ، به  تحرير در ميومد. اگر چه  اين  روش  در مواردي  جواب  مي داد، اما خيلي  زود روشي  کندتر جايگزين  شد که خود مديوم ها ادعا مي کردن  بدين  طريق  قادرن  پيغام هاي  پيچيده تري  رُ از دنياي  ديگه  دريافت کنن .
بديهيه  که  خيلي  از سوال  ها در مورد «خودکار بودن ِ» روش  نوشته هاي  خودکار بدون
جواب  باقي  موند، اگرچه  در موارد نادري ، پيغام  رسيده  به  طرز غريبي  دقيق و کامل  بود .

Occult sciences and metaphysics (teaching people to communicate with the spirits of the first part), communication with spirits, ghosts communication training, how to communicate with the spirits, of communicating with spirits, comprehensive training and communication with the spirits, science education strangers and metaphysics and communicate with spirits in a dream, the best training on how to communicate with the spirits, how can we talk spoke with spirits, ghosts and the dead communicate with and understand their circumstances, how can summon ghosts and conquered

loading...

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

x

این مطالب را نیز ببینید!

حفاری

ابزار مورد نیاز برای حفاری

ابزار مورد نیاز برای حفاری هنگامی که در پی گنج هستین حتما ابزار مورد نظر ...